دلنوشته من یک نوجوانم
نوجوانی که زود عصبانی میشود!
زود گریه میکند!
احساس غرور در او پر رنگتر است!
تمایل به استقلال دارد!
تمایل به پذیرش مسئولیت و بیرون آمدن از دورهی کودکی دارد!
بین شیطنتهای دورهی کودکی و پختگی بزرگسالی دچار دوگانگی میشود!
سعی میکند صاحبنظر باشد!
در مقابل عقاید و نظریههای بزرگسالان قدعلم میکند!
تمایل به حضور بیشتر در جامعه دارد!
میل دارد با دوستانش وقت بگذراند!
در منزل تمایل به تنهایی دارد!
سعی میکند در گروههای هواداری قرار بگیرد! (هواداری تیم فوتبال یا بازیگر یا خوانندهی مورد علاقهاش و...)
نیاز به محبت دارد!
نیاز به حس ارزشمندی و موفقیت دارد!
سالهای نوجوانی برای بسیاری از آدمها میتواند سخت باشد. تغییرات خلقیِ مداوم، جبههگیری و میل زیاد به داشتن استقلال ممکن است کشمکش زیادی بین والدین و شما که نوجوانشان هستید به وجود بیاورد.
تحمل شنیدن انتقاد و سرزنش را ندارید، ولی برعکس خودتان از اطرافیانتان انتقاد میکنید، با والدین خود اختلاف نظر دارید. همین باعث میشود که هر روز ارتباط صمیمانهیتان با یکدیگر کمرنگتر از روز قبل شود.salamatomehr
دوران نوجوانی یکی از مراحل بحرانی در زندگی هر فرد است که عبور کردن موفق از این مرحله بر سلامت روان و شخصیت فرد در دوران بزرگسالی تأثیر میگذارد. دورهای است که فرد از دنیای کودکی به دنیای بزرگسالی وارد میشود. همراهی دورهی نوجوانی با بلوغ، تغییرات عمدهای را در فرد ایجاد میکند که شامل تغییر و تحول چشمگیر جسمانی از یک سو و تغییر در نقشها، افزایش مسئولیتها در خانواده و جامعه از سوی دیگر است.
ثبات در دورهی نوجوانی معنا ندارد. گاهی اوقات به عنوان یک نوجوان رفتارهای کودکانه از خود بروز میدهید و گاه مانند یک بزرگسال رفتار میکنید. حالات درونیتان اغلب در نوسان است. به گونهای که گاهی بسیار شاد و پر تلاش هستید و گاه با کوچکترین اتفاق به هم میریزید و در ناراحتی و غم فرو میروید. در حالی که احساس غرور میکنید ممکن است احساس شرمندگی و خجالت را نیز تجربه کنید، ممکن است دوستان زیادی داشته باشید؛ اما همواره احساس تنهایی کنید.
ورود به نوجوانی و پیدایش نیازهای جدید در فرد و میل به مستقل شدن، نگرانی در مورد آینده را در شما افزایش میدهد.سلامت و مهر روانشناسی
در واقع نوجوان باید هدف و مسیر زندگی خود در آینده را تعیین کند. داشتن تحصیلات دانشگاهی، به دست آوردن شغل و درآمد و تشکیل خانواده از جمله مسائلی است که میتواند برایتان مبهم باشد.
فشارهای روانی، عاطفی، احساسی و خانوادگی هر کدام در این دوران باعث میشود دچار استرس و تعارض شوید و ارتباط مناسب با دوستان، اعضای خانواده و معلمان را از دست بدهید.
در این دوران اعتمادبهنفس کاهش پیدا میکند و در صورتی که مهارتهای ارتباطی را در کودکی به خوبی یاد نگرفته باشید، توانایی خود را برای رویارویی با دیگران و برقراری ارتباط مؤثر با آنها از دست میدهید.
نوجوانی گذرگاهی است که دوران کودکی را به دوران بزرگسالی متصل میکند. این دوران بسیار چالش برانگیز و لذتبخش است و نوجوان را دستخوش تغییرات زیاد میکند.
نوجوانی با یک سؤال از راه میرسد: «من کیستم؟»برای حل مشکل بحران هویت نوجوانی و مهارتهای زندگی با محمد کفاش روانشناس بالینی تماس بگیرید ۰۹۰۵۲۰۶۵۳۳۵
پرسشی که ذهن شما را مشغول میکند و خیلی از تصمیمهای شما، برای رسیدن به پاسخ همین پرسش است.
نوجوانی یکی از بهترین سنین برای ترقی، پیشرفت و ساختن آیندهای روشن است و داشتن یک برنامه و هدف به راحتی مسیر را برای شما روشن میکند.
برای موفقیت برنامهریزی کنید. رؤیاهایتان را روی کاغذ بیاورید. با پدر و مادرتان از تصویری که در ذهنتان از آیندهی خودتان ساختهاید، صحبت کنید. به این فکر کنید که حداقل برای ده سال آینده دوست دارید کجای زندگیتان ایستاده باشید.
به این فکر کنید که اگر روزی خواستید به عقب برگردید و نگاهی به مسیری که از آن گذشتهاید بیندازید به آن افتخار کنید و هرگز به خودتان نگویید ای کاش اینجا این کار را انجام نداده بودم! ای کاش انتخاب بهتری کرده بودم!
سعی کنید مهارتهای جدید را یاد بگیرید.
از هم اکنون هدفی برای خود مشخص کنید. در غیر این صورت هر چه سنتان بالاتر برود دچار سردرگمیهای بیشتری خواهید شد.
منِ نوجوان دیگر نمیخواهم چون کودک دبستانی عمل کنم. من میخواهم اگر کاری خوب است، به انگیزهٔ شخصیم آن کار را انجام دهم، نه برای خاطر دیگران. من میخواهم خود منشاء انجام اینگونه کارها باشم، نه دیگران. با همین انگیزه است که در شیوهٔ انجام بعضی کارها تغییراتی ایجاد میکنم. مثلاً درس خواندن و یا نماز خواندن خود را از دید شما پنهان میکنم. بعضی از ما نوجوانان وقتی میخواهند نماز بخوانند، به داخل اتاق رفته و چراغ را هم خاموش کرده و نماز میخوانند، آنان حتی مهر خود را نیز پنهان میکنند تا کسی نداند که نماز میخوانند. آنان با این کارِ خود نشان میدهند که میخواهند نماز را با انگیزهٔ خود بخوانند نه برای تشویق دیگران.
استقلالطلبی ما نوجوانان به اشکال مختلف خود را نشان میدهد. ما در این سنین دوست داریم حریمی خصوصی داشته باشیم. اگر اتاقی داریم، دوست داریم کسی بدون اجازهٔ ما وارد آنجا نشود؛ دوست نداریم کسی به لوازم ما دست بزند؛ دوست داریم وسایلی چون کامپیوتر را که میتواند وسیلهای مشترک در خانواده باشد را به عنوان یک وسیلهٔ شخصی استفاده کنیم. یکی از شکایتهای شما پدران و مادران از ما نوجوانان در همین زمینه است؛ شما از این که ما با برادر یا خواهر کوچکتر از خود در اینگونه موارد درگیر میشویم، گلهمند هستید.
از وقتی که از حدود یازده سالگی عبور کردهام، وارد مرحله نوجوانی شدهام. این مرحله تا حدود هجده یا نوزده سالگی ادامه پیدا خواهد کرد. یعنی من دوره راهنمایی و دبیرستانم را در مرحله نوجوانی سپری خواهم کرد.
من در این مرحله از زندگی به تدریج به لحاظ هوشی و عقلی به شما بزرگترها نزدیک میشوم. مقصودم از این نزدیک شدن این است که میتوانم مانند شما استدلال کرده و بسیاری از استدلالها و حتی مغلطهها و فریبکاریهای شما را تشخیص دهم. یعنی میتوانم فرق استدلال درست را از استدلال فریبکارانه و منحرف کننده تشخیص دهم. این تغییر موجب میشود که صداقت را از فریبکاری و خلوص را از جانبداریهای غیر صادقانه، تشخیص دهم.
اگر شما مرا کاملاً محدود کرده و اجازهٔ تصمیم یا عمل مستقل را به من ندهید، من نیز ناگزیر به لجبازی شده و میخواهم همه حریمها را با همین لجبازی بشکنم؛ که در این صورت بین من و شما یک جنگ پایانناپذیر درمیگیرد. از طرف دیگر، من را کاملاً به حال خودم نگذارید که ممکن است در دام انواع مشکلات از جمله ورود به جمع دوستان نامناسب بیفتم. بهترین راه برای مواجه شدن با استقلالطلبی من، فراهم آوردن تدریجی موقعیتها برای انجام مستقلانه کارها و وظایف است. شما در هر زمینهای که احساس میکنید من میتوانم مستقلانه عمل کنم، اجازهٔ آن کار را به من بدهید؛ در زمینههایی که فکر میکنید هنوز من به حدی که بتوانم به تنهایی عمل کنم نرسیدهام، با توضیحات مناسب، مرا قانع کنید که در آن زمینهٔ خاص هنوز نمیتوانم با استقلال عمل کنم.
محمد کفاش روانشناس بالینی
دیدگاه خود را بیان کنید